بدون استخاره براي سخنراني به هيچ مجلسي نمي رود. با کسي رو دربايستي ندارد و رک و پوست کنده حرفش را مي زند. اهل کاشان است و شيرين سخن و البته کثير السفر. خودش مي گويد رئيس بي سوادها،بي نمازها و بي زکات هاي کشور است.اخيرا هم به پاس بيست و هفت سال تبليغ معارف قرآني مورد تجليل قرار گرفت .شايد امروز تصوير حاج محسن قرائتي با محاسن کم و بيش سفيد شده و پاي تخته سياه درحال تدريس درسهايي از قرآن در ذهنتان باشد اما عکس زير جواني آقاي قرائتي است سال ۶۲ در آبادان که يکي از دوستان در اختيارم گذاشته.
يک خاطره از آقاي قرائتي :
در سفرى كه به كرمان داشتم وارد دبيرستانى شدم. بچهها در حال بازى بودند و رئيس دبيرستان زنگ را به صدا در آورد و ورزش را تعطيل و بچهها را براى سخنرانى من جمع كرد.من هم گفتم: بسم اللّه الرّحمن الرّحيم. اسلام طرفدار ورزش است والسلام. اين بود سخنرانى من، برويد سراغ ورزش. رئيس دبيرستان گفت: آقاى قرائتى شما مرا خراب كردى! گفتم: تو مىخواستى مرا خراب كنى و بچهها را از بازى شيرين جدا كنى و پاى سخن من بياورى. آنان تا قيامت نگاهشان به هر آخوندى مىافتاد مىگفتند: اينها ضد ورزش هستند و با اين حركت از آخوند يك قيافه ضد ورزش درست مىكردى.بچهها دور من جمع شدند و گفتند: عجب آقاى خوبى. پرسيدند شبها كجا سخنرانى داريد. من هم آدرس مسجدى را كه در آن برنامه داشتم به بچهها دادم. شب ديدم مسجد پر از جوان شد.



مسئولین و وزرا بايد هر ازگاهي خارج از دفتر و دستک اداري ، مشکلات مردم را چهره به چهره ببينند و بشنوند.درميان مسئولان مسئولاني هستند که با وجود انبوه مسئوليتهاي شغلي هنوز مقيدند نمازشان را در مسجد محل بخوانند و به اين بهانه زمينه مراجعات آزادانه مردم را مهيا مي کنند.اميدوارم اين ابتکار پسنديده فقط به چهار جمعه ماه رمضان ختم نشود.