
شايد سنگين ترين هزينه پاسخ آغشته به طنز سخنگوي دولت در وهله اول به شخص ايشان تحميل شد تا جايي که دکتر الهام از قطر سخناني را که در تهران به زبان رانده بود اصلاح کرد و يک هفته بعداز اين اصلاحيه نيز در نامه اي به رئيس جمهور اعلام آمادگي کرد تا از مشاغل خود کناره گيري کند. اما چرا اين هزينه به سخنگوي دولت که ذاتا انساني صادق هست تحميل شد ؟ شخصيتي محجوب ، دلسوز و حتما صادق که اينک ناخواسته صداقتش دربين اهالي خبر با علامت سوال مواجه شده تا جايي که وقتي خبرنگاران ساعتي بعداز مصاحبه ايشان ( 17/ 1/ 87) در مواجه با دانش جعفري ماجرا را دوباره جويا شدند از زبان وزير اقتصاد اينطور شنيدند که مگر صحبتهاي آقاي الهام را باور نکرديد؟ رويارويي سعيدلو با خبرنگاران در راهروهاي بهارستان هم تداعي کننده همين حکايت بود و خبرنگاران صراحتا خدشه دار شدن اين اعتماد را به زبان آوردند تا با خنده معاون اجرايي رئيس جمهور به نوعي اين واقعيت تلخ مهر تاييد بخورد. بهرحال از فهواي نامه اخير الهام به رئيس جمهور مشخص است که اين ماجرا براي ايشان هزينه بر شده و موجبات دلخوري ايشان را فراهم کرده است.با وجود اين دلخوري شايد يک مثال عيني از درون دولت نهم بتواند زمينه ساز ترميم اعتماد اهالي خبر و ترسيم افق جديدي در روابط سخنگو با خبرنگاران شود. طهماسب مظاهري بعداز انتصاب به سمت رياست بانک مرکزي درنخستين مصاحبه مطبوعاتي خود دو خواسته صادقانه و بي پيرايه را با خبرنگاران درميان گذاشت ،اول اينکه اگر درباره موضوعي مطلع نيست او را با اصرار مواجه نکنند و دوم اينکه اگر گاهي پاسخ به سوالي صلاح نبود ، اصرار نکنند تا مجبور به عدول از حقيقت نشود....
اين روش مي توانست مبناي پاسخ سخنگوي دولت نيز باشد و همان روز بگويند از تغييرات خبر ندارند يا فرصت هماهنگي با رئيس جمهور را نداشتند يا درباره آن مي پرسند و جوابش را مي اعلام مي کنند و يا ...
بنطر مي رسد جلسه آتي سخنگوي دولت با خبرنگاران فرصت مناسبي باشد تا سخنگو فارغ از مشاوره هاي احساسي، درلباس شخصيتي بر آمده از دانشگاه برخوردي عالمانه داشته باشد تا خشت بناي اعتماد متقابل ايشان با افکار عمومي بالاتر برود.
البته اين ماجرا علاوه بر دکتر الهام در حوزه اطلاع رساني دولت براي دوستان ديگري هم هزينه بر شد که در يادداشت آتي درباره آن مي نويسم. انشاءالله
